صبحونه شونو که خوردن رفتم تا کناره های نون رو بندازم تو بازیافت
دیدم صدای تق تق می یادداد زدم نوژینننننننن
نوژین خ
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
نزدیک ساعت 3 بود و میخواستن بخوابن
لباس شویی شونو تو حمام روشن کردم و پیششون دراز کشیدمتق ت
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
من که اومدم سرکار مادر هم پیش بچه ها بود
حدودای ساعت 10 میره دستشویی و درب چوبی رو باز میکنه که بچ
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی